خدایا ! شکرت

در روزگاری که دیندار را امل می پندارند و دینداری را خرافه پرستی؛ من گمانم اینست که چقدر به خدا ایمان دارم. .... آه ! که چقدر این گمانم را دوست دارم

 
روسیاهی
نویسنده : روزگاران - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳٩٠
 

در دیارشان خشکسالی شده بود. سراغ پدر رفتند تا برای آمدن باران دعا کند.  پدر اما آنها را به سوی پسر هدایت کرد.

پسر برایشان دعا کرد و باران گرفت.

پس از باریدن باران و سیراب شدن زمینهایشان و خودشان سراغ پسر آمدند و گفتند: باشد تا بتوانیم تلافی کنیم. و نامردها عجب هم تلافی کردند. 

کوفیان! روی هر چه زغال بود را سفید کردید.

.......................

و ای جناب حرمله!

چه هدف جذابی ست گلوی یک کودک شش ماهه. نه؟

دمت گرم که کوفیان را روسفید کردی.

 


 
comment جای پای تو ()